تبليغاتX
یار دبستانی من

یار دبستانی من

زیاد جدی نگیرید

زیاد جدی نگیرید

 

©      اگر در صدد انجام پروژه یا کنفرانس برای استاد خود هستید، حتما قبل از شروع پروژه سر نمره آن با استاد چانه بزنید وگرنه نمی صرفد.

©      اگر به کتاب خانه دانشکده برای گرفتن کتاب مراجعه کردید و آن کتاب مورد نیاز موجود نبود تعجب نکنید! اگر بود تعجب کنید...!

©      همیشه در دانشکده با دانشجویان هم رشته ای و ترجیحا ترم بالاتر دوست شوید، تا بتوانید پروژه ها و تحقیقات آنها را که سال های پیش ارائه دادند مفت صاحب شوید.

©      اگر یک روز آمدید دانشگاه و توی تابلو کاریکاتورهای مسخره و بی مزه دیدید،عیبی نداره، کمی بخندید، صواب دارد.

©      اگر پیش بیاید که چندتن از شما بعد از استاد وارد کلاس شدید و استاد شما را به کلاس راه نداد، یقین داشته باشید که آن روز استاد حتما حاضر و غایبی می کند، به خاطر همین به شما توصیه می کنم روزهایی که در کلاس حضور دارید به استاد یادآوری کنید که حاضر و غایبی کند.

©      اگر استاد 2 ساعت کامل درس داد و شما حسابی کلافه و خسته شدید و همین طور موقع انجام تمرین های کتاب شد، در حالی که کیف و کتاب خود را جمع می کنید به استاد بگویید: خسته نباشید! ولی اگر استادبرگشت و با لبخند فاتحانه گفت: خسته  نیستم، شما هم کمی تا قسمتی ابری لبخند بزنید و گاهی اوقات با غبار محلی سوت بزنید. اگر کارتان با استاد بالا گرفت، استاد را با حذف کردن درس مربوطه تهدید کنید...!

©      سعی کنید با استاد خود صمیمی شوید، تا حدی که او را به جشن تولد خود نیز دعوت کنید، البته لازم به ذکر است که هیچ کدام از همکلاسی هایتان نباید در جشن حضور داشته باشند.

©      اگر استاد در پایان ترم شما را با یک عدد تک رقمی دلچسب مواجه کرد، هر کاری دلتان می خواهد بکنید و اگر نتیجه بخش بود با هم در میان بگذارید.

©      راستی...! اگر فرصت شد یک کم هم درس بخوانید.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 3:32 بعد از ظهر  توسط سمانه  | 

؟؟؟

عزیزان لطف کنید در قسمت نظرات نظرتونو در مورد این عکس بنویسید

امیدوارم کسی بهش بر نخوره. اگه من این عکسو گذاشتم دلیلیش این نیست که من قبولش دارم. میخوام نظر شما رو بدونم.

پس نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1385ساعت 3:37 بعد از ظهر  توسط سمانه  | 

تغییرات ظاهری پسرها طی چهار سال دانشگاه

 

 

 

البته منظور من این نیست که دخترا تغییر نمیکنند. اتفاقا به نظر من این نوع تغییرات در دخترخانمها بیشتره.

ولی چرا این همه تغییر؟ اون هم از نوع عجیب و غریبش؟

من خودم معتقدم به خاطر محدودیت هایی است که در دوران تحصیل و مدرسه وجود داره و زمانی که تازه دانشجوها با آزادی های دانشگاه روبرو میشن همچین بگی نگی خودشونو گم می کنن. مثلا آزادی در پوشش(دخترا از مانتوهای بلند و گشاد و بدرنگ مدرسه راحت میشن) ......

تو مدرسه همینطور بدون اجازه نمیتونی بری بیرون کلاس چه برسه بیرون مدرسه.......ولی در دانشگاه این آزادی وجود داره....نتیجش هم میشه اینکه تا دانشگاه تشریف میارن ولی حیفشون میاد وقت گرانبهاشونو در کلاس بگذرونن.....ترجیح میدن بیرون کلاس واستن ولی داخل کلاس نیان که یه وقت خدایی نکرده به بار علمیشون اضافه بشه( این نکته معمولن در مورد آقایون صحت داره تا خانومها)

نمیدونم تا چه حد با گفته هام موافقین. در قسمت نظرات برام بنویسن. شاید من اشتباه میکنم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 1:44 بعد از ظهر  توسط سمانه  | 

ویژگیهای تابلوی دخترای ترم اولی

ویژگیهای تابلوی دختران ترم اولی(خانومیا به دل نگیرید. اولا شوخیه. دوما من خودم زمانی ترم 1 بودم)

ويژگي هاي کلي: اين دختران از آن دسته دختراني هستند که تا زمان ورود به دانشگاه با واژه اي به اسم پسر غريبه هستند و تنها وسيله نقليه اي که سوار شده اند اتوبوس مي باشد.از نظر شکل ظاهري بيشتر شبيه مردان غيرتمند و با خدا هستند!!!

خصوصيات دانشجويان دختر:
ترم 1- اصولاً وقتي به آنها بگوييد با سه حرف پ- س – ر يک کلمه معني دار بسازيد مخ آنها
ERROR ميدهد! چون فکر ميکنند تنها دانشجوي اين مملکت هستند عمراً کسي را تحويل نميگيرند. و تا وقتي که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبريد جوابتان را نمي دهند! {پيشنهاد ميکنم که در دختران ترم يکي (صفري) به دنبال GF نباشيد چون اولاً پا نمدهند و ثانياً اگر حتي يکي از اين دختران براي دوستي پا بدهد(يکي در هر 10 ميليون سال)همه به شما به چشم يک همجنس باز نگاه خواهند کرد !} فقط براي عمليات قضاي حاجت به WC مي روند.طولاني ترين مسيري را که طي ميکنند مسير دانشگاه تا خانه مي باشد.به پسران همکلاسي به چشم خواستگار نگاه مي کنند.تمام کتب ترم اول را مي خرند و با دقت جلد ميگيرند.سوژه خنده دانشجويان ترم بالايي هستند. وقتي به آنها سلام ميکنيد به چشم يک مزاحم خياباني به شما نگاه ميکنند!(بي جنبن ديگه!!!) در فاصله بين کلاسها نان و پنير دستپخت مادر را ميل ميکنند تا انرژي بگيرند!

ترم 2 – همچنان قادر به ساختن کلمات معني دار نميباشند! متوجه ميشوند به غير از آنها افراد ديگري نيز به اسم دانشجو تو اين مملکت هستند! به مقدار بسيار ناچيز از قطر ابروها کاسته ميشودولي سيبيل جزيي از اعضاي ثابت بدن مي باشد.سر کلاس متوجه موجوداتي عجيب و غريب ميشوند اما اسم آنها را نمي دانند.کماکان مسير دانشگاه تا خانه بدون هيچ کم و کاستي طي ميشود.نيمي از کتاب هاي ترم را ميخرند و نيمه ديگر را از کتابخانه ميگيرند.اگر به آنها سلام کنيد در جواب زمزمه نامفهومي ميشنويد با اين مضمون:سلام عليکم ورحمة الله و برکاته! دو- سه بار از جلوي ترياي دانشکده رد ميشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله)

ترم 3 - به معناي واژه پسر پي مي برند و با ماهيت آن موجودات عجيب و غريب آشنا مي شوند.به اين نکته حياتي پي مي برند که تنها استفاده
WC قضاي حاجت نيست!!!سوژه خنده پيدا مي کنند.همه کتابها را از کتابخانه مي گيرند و متوجه ميشوند که تا 4 جلسه ميتوانند سر کلاس غيبت کنند.مي فهمند که شهر خيلي بزرگ است و غير از خانه شان جاهاي ديگري هم دارد! تريا دانشکده تبديل به پاتوق آنها ميشود.در جواب سلام شما ميگويند سلام!

ترم 4 – با واژه
BF آشنا ميشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نيستند.ابروها نازک ميشودو سيبيل ناپديد!در ساعت هاي استراحت بين کلاسها و حتي وسط کلاس ها به WC ميروند!!!هميشه در دانشگاه از قسمتهاي "پر پسر" عبور ميکنند.شروع ميکنند به پرسيدن آدرس از پسراي خوش تيپ دانشگاه!(نکته:اگر ديديد که جلوي در آموزش يه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسيد پس: 1- دختره ترم 4 درس ميخونه.2-شما خوشتيپيد!.3 – يالا مخشو بزن ديگه چلمن!)
شروع ميکنن به نوشتن جزوه !هر 2-3 شب يکبار به خانه ميروند براي حاضري و به خاطر غر زدن هاي مامان بابا.(خوب پدر مادرن ديگه دلشون تنگ ميشه شما به بزرگي خودتون ببخشيد!) و تعويض لباس و بقيه روز ها خونه دوستشون درس ميخونن!(آره جون خودت .بيچاره پدر ,مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست!!!!) در جواب سلام شما ميگويند:سلام.چطوري؟خوبي؟

ترم 5 –يکي از اين موجودات خوش خط و خال (
BF ) را بدست مي آورند اما چون تازه کار هستند بامبول هاي زيادي سرشان پياده ميشود!اصلاً سر کلاسها نمي روند و از دانشگاه فقط با WC کار دارند!چون BF دارند ديگه احدي را تحويل نميگيرند و درست مثل ترم يک ميشوند( چون اين دفعه فکر ميکنن فقط خودشونن که BF دارند و آسمان باز شده اين پسره افتاده تو بغل اينا! =آخر بي جنبگي)کوتاهترين مسيري را که طي ميکنند مسير دانشگاه به کافي شاپ و سپس خانه ميباشد.از چهره مردانه گذشته تنها خاطره اي باقي مانده است!(اينجاست که ميگن مردونگي مرده!!!) به دليل افزايش آرايشات روي صورتشون اضافه وزن مي آورند و براي جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم ميکنند!يک ميز اختصاصي براي خودشان و BF شان در تريا دانشکده رزرو است!تابلو ميشوند.کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک مي شناسند.سند کميته انضباطي را به نامشان ميکنند!
در جواب سلام شما (بعد از 10 دقيقه!) مي گويند:اوا سلام ببخشيد حواسم نبود(طرف داره عاشق ميشه و حواسش يه جاي ديگست....خاک بر سرت!)

ترم 6 – خيلي تابلو ميشوند!عاشق ميشوند! مورد سوءاستفاده قرار ميگيرند!مشروط ميشوند!!!

ترم 7 – به طرز وحشتناکي تابلو ميشوند! در عشق شکست ميخورند!مشروط ميشوند!

ترم 8– دوباره آدم ميشوند.ديگر تابلو نيستند چون جوانان مستعد ديگري جاي آنها را ميگيرند(من لذت مي برم ميبينم اين جوونا.......!)جاي جاي دانشگاه برايشان خاطره انگيز است.مثل بچه آدم اين ترم درس ميخوانند فارغ ميشوند.در به در دنبال شوهر ميگردند.به نگهبان جلوي در دانشگاه هم پا مي دهند.به اولين پيشنهاد جواب مثبت ميدهند و از چاله به چاه مي افتند!!!!

بعد از دانشگاه: ازدواج ميکنند و رخت بچه ميشورند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 4:14 بعد از ظهر  توسط سمانه  | 

فراری دادن موش از خوابگاه

با توجه به اينكه اخيرا در برخي از خانه ‏هاي دانشجويي موش مشاهده شده است و موجبات سلب آسايش و آرامش و گاها رعب و وحشت دانشجويان عزيز را فراهم كرده است ، بدينوسيله نتيجه مطالعات و تحقيقات انجام شده جهت مقابله با موش به شرح زير اعلام مي‏گردد.
به محض مشاهده موش در اتاق ، يكي از اقدامات زير را انجام دهيد :

بند 1- روش كاملا دانشجويي :
پس از هماهنگي با هم اتاقي‏هايتان با كشيدن يك جيغ بلند ، دسته جمعي در را بازكرده از اتاق خارج شويد و ديگر هرگز به آن اتاق بازنگرديد.

بند 2- روش سرخپوستي :
مقداري وسايل قابل اشتعال وسط اتاق جمع كرده ، آتش بزنيد تا موش با دود آن خفه شود . سپس موارد بند (1) را انجام دهيد .
 
بند 3- روش معرفتي :
به موش بگوييد در صورت عدم خروج وي خودكشي خواهيد كرد . اگر با معرفت باشد از اتاق خارج خواهدشد . در غير اين صورت موارد بند (1) را انجام دهيد .

بند 4- روش تعارفي :
به موش تعارف كنيد كه امشب را پيش شما بماند . احتمالا شرمنده شده و تعارف شما را نمي‏پذيرد . دزصورتيكه تعارف را پذيرفت بند (1) را اجرا كنيد.
 
بند 5- روش قبيله گامبالا :
تعدادي سلاح سرد تهيه كرده و به موش اعلان جنگ كنيد . در صورتيكه موش نامبرده حرفه‏اي بوده و اين حرف را جدي نگرفت بند (1) را انجام دهيد .

بند 6- روش دموكراتيك :
پس از شرح فوايد گفتمان براي موش ، از او خواهش كنيد اتاق را ترك كند . اگر موش قبول نكرد بند (1) را انجام دهيد.
 
بند 7- روش نه چندان دانشجويي :
يكي از گربه ‏هايي كه دركوچه دنبال غذا مي‏گردند را براي شام به منزل خوددعوت كنيد . در صورت موفقيت گربه در خوردن موش ، از او بخواهيد از اتاق خارج شود . در صورت عدم موافقت گربه بدنبال راهي براي خارج كردن گربه باشيد ( مطلب نحوه خروج گربه به زودي منتشر مي‏گردد ) . 

بند 8- روش كمپينگ :
در ميان دوستانتان هر كدام كه خانه ‏شان بهتر است را انتخاب كرده و به صورت دسته جمعي تا آخر ترم به خانه آنها برويد . در صورتيكه در خانه آنها هم موش مشاهده شد به بند (1) مراجعه كنيد.

بند 9- روش روانشناسي :
به كارهاي روزانه خود پرداخته و به موش بي ‏محلي كنيد . او احتمالا ناراحت شده و خارج خواهد شد. در صورتيكه اين هم جواب نداد راهي جز مراجعه به بند (10) براي شما باقي نمانده است.

بند 10- روش فاشيستي :
مقداري از كباب سلف دانشگاه را در مسير او قرار دهيد تا از آن بخورد . اين روش احتمال خطا ندارد . موش حتما خواهد مرد و اصلا نيازي به مراجعه به بند (1) نداريد.

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 2:40 بعد از ظهر  توسط سمانه  | 

فضای دانشگاه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 4:9 بعد از ظهر  توسط سمانه  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم شهریور 1385ساعت 4:2 بعد از ظهر  توسط سمانه  | 

مهدی بیا

یا مهدی بیا

 

میلاد منجی عالم بشریت

 

مبارک****

 

تعجیل در

 

فرجش

 

صلوات

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 1:12 قبل از ظهر  توسط سمانه  | 

دانشگاه جدید(مرکز پرورش سربازان غیور آینده)

از همه شما عزیزانی که می خواید این مطلبو بخونید خواهش می کنم تا آخرش بخونید بعد نظرتونو بگید. ممنون.

تا حالا اومدید دانشگاه آزاد ساوه؟ اوناییکه اومدن اونجا می دونن من چی میگم. فضای دانشگاه بی نظیره، بدون تعارف یا غلو محشر وزیباست.

من خودم 3 سال توی این بهشت درس خوندم از نظر امکانات کم وکسری نداره، ولی مثل اینکه دیگه این بهشت مال ما نیست! ما رو فرستادن دانشگاه دیگه!!!!!!

کی میگه دانشگاه جدید بده؟

دانشجویان محترم اینو یادتون باشه آقای حیدری فکر ماست. همین دانشگاهی که شما از همون لحظه اولی که دیدید قر زدید بهش کلی منفعت داره واستون.باور نمی کنید ؟ می خواید براتون بشمرم؟!!!

1- یکی از مزایاش اینه که دانشجویان ساوه تبدیل می شن به سربازان غیور آینده. خودتون خوب می دونید زندگی صحرا گردی و بیابون نشینی آدمو با دل و جرات بار میاره. شجاع می شید. دیگه از هیچی نمی ترسید. حتی دشمن بعثی!!!

2- از درجه سوسول بودنتون کم می شه (منظورم فقط پسرا نیستن حرف تو دهن من نزارید)

3-  دختر خانوما مزه سربازیو می کشن(دیگه پسرا اینقدر قر نمی زنن که ما سربازی می ریم  .با دخترا برابر می شن) آقا پسرا هم پایشون تو سربازی قوی می شه.

4- از این به بعد تو کیف دختر خانوما به جای کتاب و قلم و کیف آرایش  و اینجور وسایلی که نشونه از خودبیگانگیه!!!   قمه و چاقو و شایدم اسلحه گرم پیدا میشه اینقدر دختر خانوما هم آرایش نمی کنن.  آقا پسرا هم که خدا رو شکر اصلا کیف و کتاب نمیارن که بخوان چیزی توش بزارن یا نزارن. نهایتا یه چاقو می زارن تو جیبشون.

5- از این به بعد به جای fashion مبایل، fashion چاقو و قمه داریم.( واسه هر کی خوشگلتر باشه و جینگول پینگولش بیشتر باشه اون آدم حتما با فرهنگتره!)

6- تازه میتونید افتخار کسب کنید و مدال بگیرید. به جای بادی بیلدینگ و ایروبیک می رید کلاسای رزمی و نحوه شکار گرگها و سگهای ها بیابونی رو می آموزید و در مسابقات شرکت می کنید هم افتخار کسب می کنید و هم دل شیر پیدا می کنید.

7- تازه از همه مهمتر اگه یه زمانی دوباره در بهشت خدا به روی ایرانیان باز بشه و جنگ بشه، همه دانشجویان ساوه بلدن از خودشون و دانشگاهشون دفاع کنن.(این آخریرو تند اومدم نه؟)

 

جناب آقای حیدری رییس محترم دانشگاه آزاد ساوه من نمی خوام به شما توهین کنم یا نارحتتون کنم. منکر این همه خدمتیم که تا حالا به دانشگاه کردید نیستم. و از طرف همه دانشجوهای دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساوه ازتون به خاطر زحمتایی که تا به حال کشیدید تشکر می کنم. ولی بهتر نبود کمی صبر می کردید تا این دانشگاه هم بیشتر جا بیفته منظورم اینکه 1 سالی صبر می کردید و امکانات مشابه می ذاشتید تا دانشجوها تو اولین دیدن، این دانشگاه تو ذوقشون نخوره و به قول خودشون انگار که تو بیمارستان پا گذاشته باشن نباشه؟

از همه مهمتر خوابگاه دختراست که نمی دونم الان تکلیفش چیه؟ ما تو روز چندین بار بین کلاسامون به خوابگاه می رفتیم. یعنی الان باید چند بار تو روز این راهو بریم و بیایم؟ یا برای 1 واحد تربیت بدنی چی کار باید کرد؟

بازم اگه توهینی شد یا حرفی زده شد که خوشایندتون نبود معذرت می خوام. حقیقت تلخه البته هر حقیقتیو نباید به زبون اورد اینو خوب می دونم ولی من خواستم از این طریق حرف دل بچه های دانشگاهو به گوشتون برسونم فقط همین.

. ولی حرفمو پس نمی گیرم.

ایرادی نداره شاید تا نوبت به نوه هامون برسه این دانشگاه هم راه بیفته!!! مگه نه؟!!!!!!!!!

 

و در آخر یه سوال دارم اگر توی این راه خوفناک و ترسناک دانشگاه کشاورزی(دانشگاه جدید) بلایی سر یک دانشجو بیاد کی جوابگو هست؟ آقای جاسبی، آقای حیدری  و یا .....

آیا باید باز هم بلایی مشابه سال پیش (لگد موتور سوار که باعث مرگ یکی از دانشجوهای برق شد) اتفاق بیفته تا به فکر امنیت بیفتیم. واقعاً فکر می کنید که اون اتوبوس واحدی که گذاشتید جوابگوی این همه دانشجو هست؟

شما وقتی نرده کشی کردید، سرعت گیر گذاشتید و.... که یکی از دانشجوهامونو از دست دادیم و با تحسن اعتراضمونو اعلام کردیم. آیا بازم باید این اتفاق رخ بده؟ آیا بازم باید تحسن کنیم تا به حرف دل ما گوش کنید؟

ازتون خواهش می کنم که به فکر بیفتید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 0:30 قبل از ظهر  توسط سمانه  | 

تاریخچه

اين واحد دانشگاهي که در تاريخ 25/11/1366 تاسيس گرديد و با عنايت خداوند متعال و همت مسئولان نظام اسلامي و کمکهاي خالصانه مردمي به جمع مجامع علمي و فرهنگي کشور پيوست.

از مهر ماه 1367 با حضور 97 دانشجو در رشته هاي علوم تربيتي (مديريت و برنامه ريزي آموزشي)  و امور زراعي فعاليت خود را آغاز نموده پس از شروع فعاليت به مدت 3 سال در يکي از دبيرستانهاي شهرستان و سپس در ساختمان استيجاري کوچکي با امکانات بسيار محدود به کار ادامه داد و سرانجام در سال 1369 به مکان فعلي منتقل گرديد.

با تلاش مسئولان و کارکنان و اساتيد ارجمند و در سايه مديريت توانا رياست عاليه دانشگاه آزاد اسلامي مجموعه فعلي توانست ضمن ارتقاء همه جانبه جايگاه خاصي را در بين دانشگاه هاي کشور احراز نمايد.

وسعت دانشگاه حدود 11 هکتار مي باشد که با وجود 35000 متر مربع فضاي آموزشي ,فرهنگي, خدماتي و پژوهشي پذيراي حدود 11000 دانشجو در مقاطع کارشناسي ارشد,کارشناسي و کارداني است که 25% آنها شامل دانشجويان بومي مي باشد . رتبه واحد بسيار بزرگ نوع الف و تعداد رشته هاي موجود آن 46 رشته تحصيلي در شاخه هاي فني و مهندسي و علوم پايه , کشاورزي , علوم دامي و علوم انساني است .

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 0:29 قبل از ظهر  توسط سمانه  | 

خدایا

 

من در کلبه فقیرانه خود

 

چیزی را دارم

 

که تو در عرش کبریائی خود نداری

 

من چون توئی دارم

 

 و تو چون خود نداری

                         

                                                               امام زین العابدین

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 4:3 بعد از ظهر  توسط سمانه  |